![]() |
![]() |
|
|
مترجم ۲۸ساله ايرانى الاصل مقيم هلند كه از ۷ سال گذشته شاهد دورادور زندگى هموطنان خود در بدترين شرايط است. در عين آنكه معتقد بود هيچ ارتباط غيركارى نبايد ميان يك مترجم و يك پناهنده وجود داشته باشد از لابه لاى كلماتى كه بر زبان مى آورد تاثر عميق او را نسبت به تحقير و توهينى كه دولت هلند بر خواسته ناخواسته انسان ها روا مى دارد درك كردم.
•خانم مينويى، چند وقت است كه براى پناهندگان ايرانى در هلند كار ترجمه انجام مى دهيد و ارتباط شما با اين افراد چگونه تعريف مى شود؟ من ۷ سال است كه به عنوان مترجم براى پناهندگان ايرانى در هلند مشغول به كار هستم و در مكان هاى مختلف از دادگاه و مطب پزشك و بيمارستان هاى روانى و بازداشتگاه و دفتر مددكار اجتماعى و مدرسه براى آنها كار ترجمه را انجام مى دهم. ارتباط من با پناهندگان ايرانى صرفاً در كار ترجمه خلاصه مى شود و بس. به عنوان مترجم فقط وظيفه دارم كه گفته هاى آنان را بدون يك كلمه كم يا زياد ترجمه و منتقل كنم و بعد از آن جلسه اى كه فرد پناهنده ايرانى را مى بينم و براى او ترجمه مى كنم شايد هرگز يكديگر را نبينيم. بنابراين هيچ وظيفه و انتظارى نه از جانب آنان و نه از طرف من نبايد مطرح باشد و نيست. •پناهندگان در بدو ورود به هلند چه اقدامى انجام مى دهند و چگونه خود را به عنوان پناهنده معرفى مى كنند؟ هر فرد كه به عنوان پناهنده وارد خاك هلند مى شود، ابتدا خود را به مركز «معرفى پناهندگان» معرفى مى كند كه از همان زمان هم براى وى مترجم گرفته مى شود. پس از انجام يك مصاحبه، او به كمپ «باز» منتقل مى شود و چند وقت بعد، مصاحبه اى با اداره مهاجرت و اداره اخذ تابعيت انجام مى دهد و سپس مدت زمان طولانى يا كوتاهى را بايد منتظر بماند تا جواب پرونده اش صادر شود. •برخورد دولت هلند با پناهندگان چگونه است و آيا اين برخورد، متفاوت از رفتارى است كه با ساير شهروندان خود يا حتى با مهاجران از كشورهاى ديگر در پيش گرفته است؟ به هر حال دولت هلند از مهاجران استقبال بيشتر مى كند زيرا آن فرد مهاجر مى تواند براى دولت هلند نفع خاصى داشته باشد. مثلاً تاجر است يا پزشك است كه براى گرفتن تخصص به هلند آمده و دولت هلند بابت اين افراد، هزينه مضاعفى را متقبل نمى شود ضمن اينكه اين افراد قادر به حمايت مالى از خودشان هستند، در حالى كه پناهندگان كه اغلب از قشر آسيب ديده هستند و در كشور خودشان هم وضعيت مالى چندان مناسبى نداشته اند بار مالى بر دوش دولت هلند تحميل مى كنند. البته هلند از جمله كشورهايى است كه بعد از جنگ جهانى دوم، قرارداد مربوط به پناهندگان را در ژنو امضا كرد و طبق آن قرارداد موظف شده كه پناهندگان را در شرايط دشوار پذيرا باشد بنابراين چه راغب باشد چه نباشد ناچار است به اين وظيفه عمل كند. •از كمپ باز صحبت كرديد. وضعيت اسكان پناهندگان و شرايط زندگى در كمپ ها چگونه است؟ در حال حاضر تعداد كمپ ها نسبت به گذشته كمتر شده چون بسيارى از كمپ ها را تعطيل كرده اند و اصولاً از سال ۲۰۰۲ سياست دولت هلند نسبت به پناهندگان تغيير كرد و آن هم به علت روى كار آمدن حزب «پيم فور چون» بود كه اعضاى اين حزب معتقد بودند كه در حال حاضر جمعيت هلند به اندازه كافى زياد است و ديگر نبايد پناهنده بپذيرد و اين ايده در سياست دولت هلند هم تاثير زيادى گذاشت، به همين دليل دولت هلند در جهت محدوديت پذيرش پناهندگان جديد بسيارى از راه ها را مسدود كرده است، منتهى دولت هلند در تعارف هم گير كرده چون عملاً نمى تواند از قراردادى كه امضا كرده خارج شود و موظف است كه پناهندگان را اسكان دهد و از طرفى براى ورود پناهندگان جديد هم محدوديت ايجاد مى كند. كمپ ها در اغلب نقاط كشور هلند پراكنده هستند و اكثر كمپ هاى كوچك در حال بسته شدن است. كمپ ها اغلب ساختمان پادگان هاى قديمى بوده اند كه بعدها به كمپ تبديل شده اند. اما در يك كمپ ۷۰۰ نفرى، از مليت هاى مختلف نگهدارى مى شوند كه بيشتر اتباع آسيايى و آفريقايى و اروپاى شرقى هستند. اما در مجموع شرايط زندگى به خصوص وضعيت بهداشتى كمپ ها بسيار بد است. من دفعات زيادى از فضاى داخل كمپ ها بازديد كرده ام. برخى از كمپ ها ساختمان هايى هستند با تعداد زيادى اتاق و با شرايط نامناسب ساختمانى و در چنين شرايطى بيمارى هاى عفونى، تنفسى و قلبى به سرعت شيوع پيدا مى كند. هر چه اتاق بزرگ تر باشد تعداد افرادى كه در آن زندگى مى كنند بيشتر است و بخش سازماندهى مركزى هر كمپ، تعيين مى كند كه در يك اتاق چند نفر سكونت داشته باشند. وسايل هر اتاق تشكيل شده از تعدادى تخت، كمدهاى كوچك كه هر كمد براى يك نفر است، يك تلويزيون و يك كاسه دستشويى. البته كمپ باز به اين معناست كه فرد پناهنده مى تواند از آنجا خارج شود و حتى دو سه روز مرخصى بگيرد و به شهر ديگرى سفر كند. •پناهندگان ايرانى تا زمانى كه جواب مثبت يا منفى دريافت نكرده اند و پرونده شان در جريان است از چه حقوق اجتماعى برخوردارند؟ برايشان كلاس زبان و كامپيوتر و ورزش ترتيب مى دهند چون در غير اين صورت كمپ ها به بيمارستان هاى بزرگ روانى تبديل مى شود. از حقوقى مثل بيمه درمان هر چند به مقدار بسيار ناچيز و در حداقل برخوردارند. مى توانند شغل هاى موقت و فصلى داشته باشند و در يك كارخانه به صورت موقت و با حقوق ناچيز كار كنند. البته خود كمپ هم پول هفتگى به هر فرد پناهنده مى دهد كه فكر مى كنم حدود ۴۰ يورو باشد كه بسيار ناچيز است و حتى كفاف نيازهاى ضرورى پناهنده را هم نمى دهد. اما بى انصافى دولت هلند در اينجاست كه چنانچه آن فرد پناهنده به طور موقت در جايى مشغول به كار شود، بايد از حقوق خود درصدى را هم به مركز سازماندهى كمپ COA بدهد. •خط فقر و حد متوسط زندگى در هلند چه رقمى است و يك پناهنده با پول هفتگى كمپ چه كارى مى تواند انجام دهد؟ فرض كنيد اگر پناهنده سيگارى باشد، يك بسته سيگار ۴ يورو است و اگر دو پاكت سيگار بخرد، در طول هفته ۸ يورو بابت پول سيگار مى دهد. حالا اگر يك پاكت شير يا پنير هم بخرد اين پول مسلما ً تا آخر هفته جوابگوى نيازهاى او نيست. ضمن آنكه مخارج ديگرى مثل پوشاك هم هست و پناهندگان بايد با همين پول هفتگى لباس هم تهيه كنند، بنابراين ناچار مى شوند از لباس هاى دست دوم و سومى كه موسسات خيريه به رايگان به كمپ ها اهدا كرده اند استفاده كنند. •كدام بخش از هزينه هاى جارى زندگى را دولت هلند متقبل شده است؟ به عنوان نمونه در مورد مراقبت هاى پزشكى و درمان، به نوع درمان بستگى دارد. مثلاً در مورد مشكلات دندانپزشكى، كشيدن دندان رايج ترين درمان است. دندانى كه نياز به پر كردن داشته از آنجا كه خرج به دولت تحميل مى كرده آنقدر به آن رسيدگى نمى كنند تا پناهنده مجبور به كشيدن دندان مى شود. •در واقع حداقل درمان برايشان لحاظ شده است. دقيقاً چون حداقل خرج را براى بيمه دارد و بيمه هم خرج اضافى را متقبل نمى شود و اين حداقل ها بسيار ناچيز است. در واقع وضعيت درمان و مراقبت هاى پزشكى اصلاً تعريفى ندارد. سه سال پيش من براى يك زن ايرانى ،۳۶ ۳۷ ساله ترجمه مى كردم كه يك دختر كوچك ۵ساله داشت. اين زن مدت ها از درد سينه ناراحت بود و چند بار به پزشك كمپ مراجعه كرد و آنها به او گفتند كه چيزى نيست و يك غده خوش خيم است كه با دارو، درمان مى شود. متاسفانه آخرين بارى كه برايش ترجمه كردم معلوم شد كه به سرطان سينه مبتلا شده و بيمارى در حدى پيشرفت كرده كه حتى با شيمى درمانى هم عمر زيادى برايش باقى نمى ماند و آن زن ترجيح داد كه به ايران برگردد و در ايران بميرد. سيستم پزشكى هلند اصولاً كمى كند است ولى در ارتباط با پناهندگان خيلى بى انصافى مى كند. •وضعيت غذايى كمپ ها چگونه است؟ وضعيت غذايى به هيچ وجه تعريفى ندارد و طبيعى است كه بهترين غذا براى پناهندگان سرو نخواهد شد. اكثراً مشكل مزاجى پيدا مى كنند، سوءتغذيه دارند چون به اندازه كافى ميوه و سبزيجات در اختيارشان قرار نمى گيرد، غذاى كمپ رايگان است اما غذاى غالب كمپ ها، سيب زمينى است در حالى كه آنها به مواد غذايى ديگرى هم نياز دارند كه در كمپ ها تامين نمى شود. چون كمپ ها بودجه خاصى را از سازمان هاى بين المللى دريافت مى كنند و ناچارند اين بودجه را طورى تنظيم كنند كه به تمام افراد به طور يكسان، سهمى برسد و طبيعتاً در شرايط تساوى، بسيار كم مى رسد. من براى فردى ترجمه مى كردم كه نزد روانشناسى گريه مى كرد به اين علت كه سه روز بود هيچ غذايى جز آب و نان نخورده بود و در اين شرايط، فشار روانى بيشتر شده و واقعاً متاثركننده است. •وضعيت بيمارى روانى در بين پناهندگان ايرانى چگونه است؟ نه فقط براى پناهندگان ايرانى، براى تمام افرادى كه در كمپ ها زندگى مى كنند، بيمارى روانى تهديد بزرگى است و اصولاً پناهندگان بعد از مدتى كه در هلند مى مانند صرف نظر از هر مليتى كه داشته باشند، ناچار مى شوند كه به روانشناس و روانپزشك مراجعه كنند تا لااقل بتوانند با يك نفر درددل كنند، چون داشتن روابط اجتماعى در كمپ ها بسيار محدود و مشكل است. اما خودكشى و خودسوزى در كمپ ها بسيار زياد اتفاق مى افتد. خودكشى هم با شيوه خوردن قرص، رگ زدن يا پريدن جلوى قطار شايع تر است. •در ابتداى صحبت تان اشاره كرديد كه دريافت جواب پناهندگى زمان مشخص و معينى ندارد و فرد پناهنده بايد مدت طولانى را در كمپ باز در انتظار پاسخ بماند. چرا رسيدگى به پرونده پناهندگان طولانى مى شود؟ مليت هاى مختلف و تعداد زياد پناهندگان باعث مى شود كه مدت زمان رسيدگى به پرونده پناهندگان طولانى و متفاوت باشد. گاهى ۷ ماه و گاهى ۷ سال طول مى كشد كه يك پناهنده جواب دريافت كند اما به طور كلى طولانى شدن زمان رسيدگى به پرونده دليل مشخصى ندارد زيرا پذيرش پناهندگى مثل بليت بخت آزمايى مى ماند. زمانى يك كارمند تصميم گيرنده دادگسترى منصفانه تر به پرونده پناهندگان رسيدگى مى كند و زمانى هم پرونده تعدادى از پناهندگان به دست يك كارمند ضدخارجى مى افتد كه او تمام پرونده ها را رد مى كند. بسيارى اوقات هم پرونده ها گم مى شود. من براى پناهندگانى ترجمه كردم كه بعد از ،۸ ۹ يا ۱۰ سال متوجه شده اند كه طولانى شدن مدت رسيدگى به اين علت بوده كه مثلاً از سه سال پيش، پرونده شان گم شده و اين مسير دوباره از اول آغاز مى شود. در حال حاضر هيچ كس نمى داند كه واقعاً چه تعداد از پناهندگان موفق مى شوند، پاسخ مثبت دريافت كنند.شايد تا زمانى مى توانستيم بگوييم اكثريت افراد اما در حال حاضر كمتر از اقليت پذيرفته مى شوند و زمانى كه مى شنويم كه يك پناهنده جواب مثبت گرفته واقعاً تعجب مى كنيم. •وضعيت اعتياد و فحشا در بين پناهندگان ايرانى چگونه است؟ تجاوز به زنان در كمپ ها بسيار زياد اتفاق مى افتد. دولت هلند، روسپى گرى را به عنوان يك شغل رسمى پذيرفته و خانه هاى فحشا با مجوز رسمى فعاليت مى كنند. همچنين در بعضى خيابان ها زنان روسپى اجازه دارند كار كنند. اما به نظر مى رسد كه فحشا در بين زنان پناهنده ايرانى بسيار كم باشد يا لااقل اگر هم به اين كار مشغول هستند ابراز نمى كنند. البته مواردى بوده كه پليس كمپ از زن پناهنده سوءاستفاده كرده و به او قول داده كه درباره پرونده اش اقدام كند اما اين قول ها فريبى بيش نيست زيرا در نهايت دولت هلند در مورد وضعيت پناهندگان تصميم گيرى مى كند. اين موارد زياد است به خصوص بعضى از زنان ايرانى پناهنده كه من ديده ام آنقدر ساده هستند كه چنين وعده هايى را باور كنند. در مورد اعتياد هم وضعيت تقريباً مشابه است. مصرف مواد مخدر سبك در هلند مجاز است و در كافى شاپ ها، مواد مخدر سبك تا گرم معينى براى مشتريان عرضه مى شود اما مصرف مواد مخدر سنگين مثل ترياك، هروئين، كوكائين، اكستاسى و ال اس دى ممنوع بوده و مجازات دارد منتهى مصرف اين مواد در كمپ ها شايع است زيرا كمپ ها طعمه خوبى براى قاچاقچيان مواد مخدر هستند و پناهندگانى كه از وضعيت زندگى خود نااميد شده اند از مشتريان قاچاقچيان مواد مخدر هستند. •سيستم كنترل امنيت كمپ ها چگونه است؟
هر كمپ يك بخشى حافظ امنيت دارد اما اين بخش هر چقدر هم كه گسترده باشد قادر به كنترل كامل امنيت در كمپ نيست. سرويس هاى بهداشتى در كمپ ها مشترك است و خطر هاى فراوانى زنان و كودكان را به هنگام استفاده از سرويس هاى بهداشتى تهديد مى كند، زنان مجرد عموماً از رفتن به حمام وحشت دارند و چنانچه با خانواده باشند حتماً بايد يكى از افراد خانواده كنار در حمام يا دستشويى كشيك بدهد تا اتفاقى براى آن زن يا كودك نيفتد. براى زنى ترجمه مى كردم كه تكرر ادرار داشت اما شب ها از ترس دستشويى نمى رفت چون از سياهپوستانى كه شب ها در راهروهاى دستشويى بيتوته مى كردند وحشت داشت و مجبور شده بود كه در اتاقش لگن بگذارد.
منبع : روزنامه شرق•مدت ۷ سالى كه با تعداد زيادى از پناهندگان ايرانى مواجه شده ايد، نسبت به انگيزه آنان در اقدام به پناهندگى چه برداشتى داريد؟ بسيارى شان هلند را به عنوان كشور مقصد انتخاب نكرده اند. زمانى ناچار شده اند كه به صورت غيرقانونى كشور خود را ترك كنند و سپس با يك قاچاقچى انسان همراه شده اند، قاچاقچى انسان هم آنها را تا مرز هلند رسانده و گفته اينجا همان جايى است كه تو مى خواستى بروى. در حالى كه مثلاً آن فرد مى خواست به آلمان يا انگليس برود. از اين پس اين فرد هزار بار هم به پليس بگويد كه مقصد من كشور شما نبوده، فايده اى ندارد و او موظف مى شود كه همان جا تقاضاى پناهندگى بكند اما تعدادى هم كه هلند را انتخاب كرده اند و اكثراً از اقشار فقير و متوسط هستند براساس شنيده هايى از دور اقدام كرده اند و معمولاً با شرايطى كه مى بينند، غافلگير مى شوند و مى گويند اگر مى دانستيم كه اينجا چنين وضعيتى دارد هيچ گاه نمى آمديم. •آن تعداد از پناهندگان كه به صورت غيرقانونى آمده اند آيا نمى توانند از دولت هلند درخواست كنند كه آنان را به كشور مورد نظرشان منتقل كند؟ خير به دليل آنكه براساس قوانين اروپاى متحد و قانون شنگن، وقتى فردى تقاضاى پناهندگى در يكى از كشور هاى عضو شنگن مى كند، دولت آن كشور او را به كشور ديگرى نمى فرستد و مى گويد تو وارد خاك اين كشور شده اى و موظف هستى همين جا تقاضاى پناهندگى بكنى اگر مى خواهى پناهنده باشى، مگر آنكه دولت آن كشور با دولت كشور مقصد پناهنده تبادل نظر كند و كشور مقصد، حاضر باشد كه فرد متقاضى پناهندگى را بپذيرد.اما در نگاه كلى اكثر پناهندگان چه ايرانى يا از هر مليت ديگر با هدف بهبود وضعيت مالى و اقتصادى به هلند مى آيند و بسيار كم است كه به خاطر آزادى فضا به اين كشور آمده باشند. •در صورتى كه وضعيت پناهندگى يك فرد مورد قبول واقع شود، آن فرد از چه حقوقى برخوردار خواهد شد؟ زمانى كه فرد جواب مثبت پناهندگى مى گيرد به عنوان نخستين اقدام، مركز سازماندهى پناهندگان مستقر در هر كمپ براى او به دنبال خانه مى گردد. •آيا اين فرد از آن پس به عنوان يك تبعه هلند شناخته مى شود؟ بلافاصله خير. چون تبعه هلند كسى است كه داراى تابعيت هلندى هم باشد. اما به هر حال وجود اين پناهنده از نظر دولت به رسميت شناخته شده و لااقل مى تواند از كمپ خارج شود و زندگى مستقلى براى خود تشكيل دهد. مبلغ ماهانه اى از طرف شهردارى دريافت مى كند كه زندگى روزانه اش را بگذراند هر چند بسيار ناچيز است اما از مبلغ هفتگى كمپ بيشتر است. او از اين پس اجازه ادامه تحصيل، اشتغال و هر فعاليت اجتماعى را خواهد داشت ضمن آنكه اگر در دوره اقامت در كمپ، دوره هاى حرفه آموزى را طى كرده و مدرك معتبر دريافت كرده باشد، پيدا كردن كار برايش آسان تر خواهد بود. •و چنانچه پرونده پناهندگى او با مخالفت دولت هلند مواجه شود چه اتفاقى خواهد افتاد؟ از زمانى كه دولت هلند به پرونده پناهندگى يك فرد پاسخ منفى مى دهد در واقع پرونده او بسته مى شود و تعداد اين افراد هم زياد است. از آن زمان اين افراد بايد به كمپ هاى بسته منتقل شوند تا زمانى كه دولت هلند به آنان مهلت ترك خاك بدهد. كمپ هاى بسته، آخر جهنم هستند. از هر لحاظ وضعيت فوق العاده بدى دارند مثل كمپ بسته روتردام كه آدم حالش به هم مى خورد. در اين ساختمان تقريباً نور نيست و مراقبت هاى پزشكى در كمپ هاى بسته از حداقل هم كمتر است.ساكنان اين كمپ ها اجازه خروج از ساختمان كمپ و در بسيارى از موارد اجازه خروج از اتاق هاى خود را هم ندارند. البته تمام كسانى هم كه پرونده شان بسته شده در اين كمپ ها نيستند. معمولاً مهلتى كه دولت براى ترك خاك مى دهد بسيار غافلگير كننده است، مثلاً مى گويد ظرف ۲۸ روز آينده بايد خاك هلند را ترك كنى. در نظر بگيريد فردى كه ۸ سال از وطن خود دور بوده و حتى بچه هايش در هلند متولد شده اند، نمى تواند ظرف اين مدت به كشور خود برگردد. بنابراين هيچ اقدامى نمى كند. پليس در پايان مهلت اعلام شده او را از كمپ اخراج مى كند و در خيابان رهايشان مى كند. اين اتفاق هم بسيار زياد مى افتد. از سال ۲۰۰۲ تاكنون بسيارى از پناهندگان ايرانى از كمپ ها اخراج شده اند و در چنين مواقعى، مددكاران اجتماعى آن كمپ يا گروه هاى صليب سرخ داخلى يا عفو عمومى بين الملل دست به تظاهرات زده اند اما چندان تاثيرى نداشته چون دولت هلند تغييرى در مواضع اش نداده و اين افراد مجبورند از آن پس در خيابان بمانند و تبديل مى شوند به افراد غيرقانونى و در واقع زندگى سياه را شروع مى كنند كه بيمه و پول هفتگى شان هم قطع شده و هر اتفاقى برايشان بيفتد هيچ كس مسئول نيست و هر لحظه با پليس درگير شوند به بازداشتگاه پناهندگان غيرقانونى منتقل مى شوند. البته چنانچه مايل به بازگشت به كشور خود هم باشند، به كمپ اعلام مى كنند و به دفتر بين المللى مهاجرت IOM هدايت مى شوند اگر پول بليت داشته باشند كه هيچ در غير اين صورت بليت برايشان گرفته مى شود، سفارت ايران هم به آنان يك برگه عبور مى دهد و به اين طريق خاك هلند را ترك مى كنند. •با توجه به وجود دادگاه لاهه در هلند به عنوان يك نهاد بين المللى رسيدگى به شكايات افراد حقيقى و حقوقى آيا اين امكان وجود ندارد كه پناهندگان از وضعيت نامناسب كمپ ها و برخورد هاى دولت هلند شكايت كنند؟ نه چون همه مى دانند كه وضعيت كمپ ها چقدر ناراحت كننده است اما دولت هلند تاكنون به شكايت ها هيچ گونه ترتيب اثرى نداده است. در واقع اين كمپ ها، امكاناتى است كه دولت هلند فراهم آورده و موظف بوده كه بيش از اين هم فراهم آورد اما واقعيت اين است ۷۰ درصد حقوق پناهندگان از سوى دولت هلند به طور فجيعى پايمال مى شود. •به نظر شما پذيرفتن شرايطى كه دولت هلند ايجاد كرده آيا براى افراد مجرد متقاضى پناهندگى آسان تر است يا اگر خانواده و به صورت گروهى به هلند بروند ممكن است مشكلات كمترى را تحمل كنند؟ به نظر من افراد مجرد در اين مورد آسيب كمترى را متحمل مى شوند. چون تمام آسيب ها فقط متوجه خودشان است. شايد دشوارترين مرحله براى يك فرد مجرد متقاضى پناهندگى اين باشد كه در يك اتاق با ۵ ، ۶ نفر از مليت هاى متفاوت كه اكثراً هيچ وجه مشترك فكرى، فرهنگى و حتى بهداشتى هم ندارند بايد هم اتاق بشود. ولى براى خانواده ها شرايط دشوارتر مى شود. در نظر بگيريد كه يك خانواده ۵ نفره بايد در يك اتاق در كنار هم زندگى كنند. در اولين قدم پدر و مادر خانواده خلوت خود را از دست مى دهند و همين محدوديت، منجر به بروز تنش هاى روانى و عاطفى بين آنان مى شود. فرزندان خانواده هم استقلال و خلوتى نخواهند داشت، در نتيجه هر كدام مشكلات را بر دوش ديگرى تحميل مى كنند و به فضاى خارج از اتاق پناه مى برند كه چندان هم مطلوب نيست. •به عنوان آخرين سئوال ممكن است پاسخ به پرونده اين افراد هيچ گاه مثبت نباشد اما آيا دولت هلند موظف نبوده كه براى اين افراد كه به عنوان يك انسان حق بهره مندى از يك زندگى سالم و محترمانه را دارند احترامى قائل شود؟ البته نه تنها دولت هلند، بلكه دولت هاى آلمان و فرانسه هم برخورد ناعادلانه اى با پناهندگان دارند. اما دولت هلند معتقد است كه اين افراد با پاى خودشان به هلند آمده اند پس بايد تبعاتش را هم بپذيرند. به نظر من برخورد و رفتار دولت هلند آن طور غيرمنصفانه هست كه بسيارى از پناهندگان را از اقدام به پناهندگى منصرف كند. اصولاً پناهنده در هلند، يك موجود دسته دوم به شمار مى آيد و بسيارى از مليت ها مثل اتباع آفريقايى، حتى كمتر از دست دوم هم به شمار مى آ يند. |
||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم دی 1389ساعت 2:40 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
سرگرمی طریقه دانلود افلاین مهاجرت به کانادا امار مسکن در ایران اطلاعاتی جهت مهاجرت به کانادا وضعیت دانمارک آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1389 دی 1389 اردیبهشت 1389 دی 1388 آذر 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 |
| پیوندها |
|
بانک کار بین المللی ایرانیان ساختمان فرصتهای تجاری پناهندگي اب و هوا ْمار لحظه به لحظه جهان نرخ ارز امروز |
|
RSS
|